آخرش شروع شد از اینجا

نوشتن در مورد هر چیزی که باشدسخت تر از آن چیزیست که همیشه فکر میکردم.حداقل برای کسی که پر است از تعارفهایی که دقیقا نمیداند از کی توی سرش شروع به پچ پچ کرده اند و برای هر موضوعی که ذهن بخواهد  نظر بدهد مانع میشوند و اما واگر می اورند و بالاخره ذهن را تسلیم میکنند که چیزی نگو و این لبها همچنان بسته میمانند مثل کاغذهایی که همچنان سفید.و بعد از اینکه خرس گنده شدی میفهمی که هیچ وقت خودت نبودی و به خاطر رضایت دیگران و هزار سو تفاهم بوده که جای هزار نفر دیگر خودت را جا زده بودی و چون نقشت رو بلد نبودی اشتباه میرفتی و هزار جا گم میشدی.حتی تا  تا لب جوبهای شهر حتی توی خرابهای  پشت شهر گم شدی .  تازه از خودت میپرسی از کی خجالت کشیدی که این همه سال  خودت نبودی؟ مگر خودت بودن بد بود؟ این پچ پچ های لعنتی  که هدایتت کردند از کی شروع شد؟ این تعصباتی که برای فرار از شک  به حقیقت بود چگونه شکل گرفت؟کسی که هفت تیر روی شقیقه ات نگذاشته بود که خودت نباشی.تازه بر فرض هم که گذاشته بود.والا مرگ بهتر از این است که خودت نباشی .حالا بی رمق تر از آن هستی که نقش بازی کنی و اشتباهی گم شوی توی دنیای دیگرانی که احتمالا ته فکرهایشان تو را رقیب زیستن میبینند.حالا خودم مجبورم هفت تیر روی شقیقه ام فشار دهم که یا خودم باشم یا اصلا نباشم.یک خط از آخر را بگویم دنبال شروع شدنم. میخواهم  یاد بگیرم که بنویسم همه آن چیزی که آزادانه میتوانم به آن فکر کنم.امیدوارم همه کسانی که ازادانه فکر میکنند و مینویسند و زندگی میکنند به من هم یاد بدهند.

/ 2 نظر / 19 بازدید
حمید

سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دارید. موفق باشید.

فاطمه

بزرگ ترین سایت خرید گروهی در ایران را ببینید تمامی محصولات در را سایت با 40 الی 90 درصد تخفیف در اختیار شما قرار میدهد که صرفه جویی بسیار خوبی برای شما به ارمغان می اورد برای در جریان بودن همیشگی از اخرین تخفیف ها لطفا در سایت عضو شوید به لينک برويد iroopon.com/affiliates/affiliate-access/18/NFB77Rvj3iGDrsU